خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اندیشه می‌گردد

    پراکنده‌های ناگهان 2

    اندیشه می‌گردد

    هیچ اندیشه‌ای از میان نمی‌رود؛ سرگردان می‌شود تا نمود بیرونی پیدا کند. اندیشه و آنچه در خرد آدمی پدید می‌آید تشنه آن است که به نمایش درآید؛ اگر یابنده‌اش نتواند آن را به بیرون بکشد و بنمایاند، اندیشه در خرد یابنده ماندگار نمی‌شود. نه این که فراموش شود یا از میان برود؛ نه! اندیشه باروبنه‌اش را برمی‌دارد و از خرد یابنده بیرون می‌زند.  دور خیابان‌ها و شهرها و سرزمین‌های گوناگون می‌گردد تا خردی نمایشگر و سازنده بیابد. خرد سازنده درنخستین دیدار با اندیشه سرگردان و آواره، او را پذیرا می‌شود و اندیشه تازه‌ای در او جان می‌گیرد؛ این که چگونه آن اندیشه بازیافته را سروسامان دهد و پیکری بیرونی برای او بسازد و در جهان بیرون به نمایش‌اش بگذارد. این‌هنگام، هنگامه زاده شدن اندیشه در جهان بیرون است و در پیامد خود دو گونه زایش دارد؛ نخست، زایش اندیشه‌های تازه که پیشبرد و پیشرفت در پی دارند. دوم، زایش دریغ و افسوی برای آنان که اندیشه سرگردان از خردشان گذشت اما نیم‌نگاهی هم به آن نینداختند.

    به این می‌اندیشم که تراوش‌های خرد کوچکم را بزرگ بشمارم و بنویسم و بیندیشم چگونه می‌توانم آن‌ها را خوب و سودمند به نمایش بگذارم.


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بیرون ,زایش ,سرگردان ,جهان بیرون ,
    اندیشه می‌گردد

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده